در مجموع ۱۳۳ نظر و انتقاد ثبتشده درباره عملکرد مدیرعامل پیشین شرکت ...، تصویری روشن از نارضایتی فراگیر و عمیق کارکنان در سطوح مختلف به دست میدهد. محور اصلی و پُرتکرارترین انتقادات با حدود ۵۵ مورد به مدیریت منابع انسانی و نحوه برخورد با پرسنل اختصاص دارد. در این میان، موضوع اخراج و بیکار کردن نیروها با حدود ۲۵ نظر، بیشترین فراوانی را به خود اختصاص داده است. بسیاری از مهمانداران، کارکنان سیر و حرکت و پرسنل فنی که برخی از آنها بیش از دو دهه سابقه خدمت داشتهاند، به دلیل اعتراض به قراردادهای یکطرفه و مطالبه حقوق قانونی خود، از کار بیکار شدهاند. این اقدام از سوی منتقدان به عنوان "ظلم به قشر زحمتکش" و "نابودی زندگی ۳۰۰ خانواده" توصیف شده که نشاندهنده عمق فاجعه انسانی پشت این تصمیمات مدیریتی است. در کنار این، خروج یا اخراج نیروهای متخصص و با سابقه که در حدود ۱۲ نظر به آن اشاره شده، زنگ خطری برای فرسایش سرمایه انسانی شرکت بوده است. همچنین رفتار و اخلاق مدیریتی شامل تندخویی، تکبر، عدم احترام به کارکنان و سرکوب معترضان با حدود ۱۸ نظر، فضای سازمانی مملو از ترس و بیاعتمادی را ترسیم میکند.
دومین محور اصلی با حدود ۴۸ نظر به موضوع حیاتی حقوق، مزایا و معیشت کارکنان مربوط میشود. پایین بودن شدید حقوق و عدم تناسب آن با تورم و هزینههای زندگی، با ۱۸ نظر، کارکنان را به "زیر خط فقر" رانده و آنان را در برابر خانوادههای خود "شرمنده" کرده است. طرح طبقهبندی مشاغل که میتوانست گامی مثبت باشد، محل مناقشه اصلی بوده است. در حالی که حدود ۸ نظر (عمدتاً از سوی اقلیت) اجرای آن را به عنوان نقطه قوت مدیرعامل ستایش کردهاند، حدود ۱۲ نظر آن را اقدامی "ناقص"، "دارای ابهام" و "اجباری" توصیف کردهاند که با هدف نادیده گرفتن سوابق قبلی و تحمیل قراردادهای ناعادلانه طراحی شده بود. قطع و کاهش مزایایی مانند سبد کالا، بلیط اداری، ایاب و ذهاب و کمکهای رفاهی با حدود ۱۰ نظر، تصویری از یک مدیریت ریاضتی را نشان میدهد که بار اصلی آن بر دوش کارکنان عادی تحمیل شده است.
در حوزه عملکرد فنی و توسعه ناوگان با حدود ۳۲ نظر، انتقادات بسیار جدی و مبنایی است. عدم خرید حتی یک واگن جدید در طول دوره مدیریت (با ۱۴ نظر) و فرسودگی و کاهش تعداد واگنهای فعال (با ۱۰ نظر) از مهمترین موارد هستند. این انتقادات، مدیرعامل را متوقفکننده اصلی توسعه و حتی نگهدارنده وضع موجود معرفی میکند. بهویژه در شرایطی که شرکتهای رقیب در حال توسعه ناوگان خود هستند، این عقبماندگی جبرانناپذیر ارزیابی شده است.
محور بعدی با حدود ۲۵ نظر به ناکارآمدی در حوزه مدیریت و شایستهسالاری اختصاص دارد. انتصاب مدیران نالایق، سفارشی و فاقد تخصص (حدود ۱۵ نظر) نظیر افرادی با مدرک الهیات در رأس امور فنی واگنها یا مشاوران بازنشسته، از مصادیق بارز این ضعف مدیریتی است. این اقدامات در کنار نادیده گرفته شدن متخصصان واقعی (حدود ۱۰ نظر) منجر به تضعیف بنیه فنی و اجرایی شرکت شده است.
بحث عملکرد مالی و ادعای سوددهی با حدود ۱۸ نظر، به یک میدان مناقشه تبدیل شده است. در حالی که گروه اقلیت با حدود ۸ نظر به "سوددهی شرکت" و "سلامت مالی" اشاره کردهاند، منتقدان با حدود ۱۰ نظر این سوددهی را غیرواقعی و حاصل "فشار به کارکنان"، "کاهش هزینههای رفاهی" و "انباشت سرمایه در بانکها" میدانند. به عبارت دیگر، این سود حاصل توسعه یا کارآیی نبوده، بلکه از محل صرفهجویی در هزینههای نیروی انسانی به دست آمده است.
در نهایت، محورهای فرعیتری مانند عدم تعامل با نهادهای بالادستی (حدود ۸ نظر) و ایجاد فضای رانتی توسط مدیران میانی (حدود ۶ نظر) نیز مطرح شده که هر چند تعداد کمتری دارند، اما نشاندهنده مشکلات ساختاری عمیقتری در شرکت هستند. جمعبندی نهایی نشان میدهد که اکثریت قریب به اتفاق نظرات (بیش از ۹۰ درصد) عملکرد مدیرعامل را در حوزههای کلیدی منابع انسانی، توسعه ناوگان و شایستهسالاری بسیار ضعیف ارزیابی کردهاند و نارضایتی عمیقی در میان بدنه کارشناسی و اجرایی شرکت به جا مانده است.