- کتاب My Life and Work (زندگی و کار من) از Henry Ford، صنعتگر و بنیانگذار شرکت فورد است که نخستینبار در سال ۱۹۲۲ منتشر شد. نسخه PDF این اثر که 231 صفحه دارد، در قالب فصلهای موضوعی تنظیم شده و به شرح زندگی شخصی فورد، شکلگیری صنعت خودروسازی، اصول مدیریت، سازمان تولید، سیاستهای دستمزد و نگاه او به کار و سرمایه میپردازد. کتاب در فضایی نوشته شده که صنعت آمریکا در حال گذار به تولید انبوه بود و فورد تلاش دارد تجربه عملی خود را بهمثابه الگویی برای سازماندهی صنعتی ارائه کند. فورد در فصلهای آغازین، از کودکی در مزرعه، علاقهاش به ماشینآلات و تأسیس کارخانه فورد سخن میگوید. او تأکید میکند که هدفش تولید «اتومبیل برای توده مردم» بوده، نه کالایی لوکس برای ثروتمندان. از همینرو، راهبرد اصلی او کاهش هزینه تولید از طریق استانداردسازی قطعات، سادهسازی طراحی و استقرار خط مونتاژ پیوسته بود. این نظام تولید انبوه موجب شد قیمت خودرو مدل T بهتدریج کاهش یابد و تقاضای گستردهای در بازار شکل گیرد. با این حال، یکی از برجستهترین و بحثبرانگیزترین بخشهای کتاب، توضیح سیاست افزایش دستمزد کارگران در سال ۱۹۱۴ است؛ همان طرح مشهور «پنج دلار در روز». فورد در فصل مربوط به دستمزدها توضیح میدهد که در ژانویه ۱۹۱۴ شرکت او حداقل دستمزد روزانه را به پنج دلار افزایش داد، رقمی که تقریباً دو برابر دستمزد رایج آن زمان بود . این تصمیم در ظاهر اقدامی نوعدوستانه تلقی شد، اما فورد آن را نه صرفاً خیرخواهی، بلکه بخشی از یک راهبرد اقتصادی دقیق معرفی میکند.
- به روایت فورد، پیش از اجرای این سیاست، کارخانه با مشکل جابهجایی مداوم نیروی کار مواجه بود؛ نرخ ترک شغل بالا بود و آموزش مکرر کارگران تازهوارد هزینه و بیثباتی ایجاد میکرد. خط مونتاژ به نیروی کار منظم و پایدار نیاز داشت و هرگونه وقفه در نیروی انسانی، بهرهوری را مختل میکرد. افزایش دستمزد باعث شد صفهای طولانی برای استخدام شکل گیرد و کارگران تمایل بیشتری به ماندن در کارخانه داشته باشند. فورد استدلال میکند که دستمزد بالا نه هزینه، بلکه سرمایهگذاری است. از نظر او، کارگری که درآمد مناسبی دارد، از نظر جسمی و روحی در وضعیت بهتری قرار میگیرد، تمرکز بیشتری بر کار دارد و کمتر دچار غیبت یا بیانگیزگی میشود. افزون بر این، دستمزد بالاتر به کارگران امکان میداد خود نیز به مصرفکننده محصولات کارخانه تبدیل شوند. به بیان دیگر، افزایش قدرت خرید کارگران به گسترش بازار داخلی کمک میکرد و چرخه تولید و مصرف را تقویت مینمود. فورد در کتاب تأکید میکند که پس از اجرای سیاست پنج دلار در روز، بهرهوری کارخانه افزایش یافت. ثبات نیروی کار، کاهش هزینههای استخدام و آموزش مجدد، و شکلگیری انضباط سازمانی بهتر، همگی به کاهش هزینه نهایی هر واحد خودرو انجامید. بنابراین، برخلاف تصور برخی منتقدان، افزایش دستمزد نهتنها سودآوری شرکت را تهدید نکرد، بلکه در بلندمدت به افزایش تولید و سود کمک کرد. در نگاه فورد، رابطه میان دستمزد و تولید رابطهای مستقیم است: اگر هدف، تولید انبوه با قیمت پایین باشد، باید نیروی کار توانمند و باانگیزه داشت. او نظام تولید را همچون یک کل یکپارچه میبیند که در آن مدیریت، فناوری و نیروی انسانی بههم وابستهاند. افزایش دستمزد، مکمل نوآوری فنی (مانند خط مونتاژ) بود؛ همانگونه که فناوری سرعت تولید را بالا برد، سیاست دستمزدی نیز ثبات و انگیزش لازم را فراهم ساخت. ترکیب این دو عامل، امکان تولید انبوه با هزینه کمتر را مهیا کرد. بنابراین، از دید فورد، عدالت نسبی در پرداخت دستمزد نهتنها تعارضی با سودآوری ندارد، بلکه شرط پایداری تولید انبوه است. او نتیجه میگیرد که صنعت موفق باید بهگونهای سازمان یابد که هم کارگر و هم مصرفکننده از آن بهرهمند شوند. این پیوند میان رفاه کارگر و کارایی اقتصادی، هسته مرکزی پیام کتاب است و تجربه «پنج دلار در روز» روشنترین تجلی آن در تاریخ صنعتی او بهشمار میرود (شماره 325 گاهنامه مدیر، 26 مهر 1402 به این موضوع پرداخته است).
- دغدغه ریاست محترم جمهور در مورد کارایی و بهرهوری پایین کارمندان دولت (تین 305060) ریشه در ناعادلانه بودن حقوق دارد ...، پیشنهاد میشود سازمان امور اداریواستخدامی چند سازمان بزرگ پرهزینه و پرزیان مانند راهآهن را که تجربیات موفقی داشتهاند (تین 240932)، به صورت پایلوت انتخاب و بر اساس تجربیات داخلی و جهانی نظام حقوق و دستمزد را اصلاح نمایند.