- به گزارش اقتصادنیوز (14030630)، رابرت جِی. گوردون، استاد اقتصاد در دانشگاه نورث وسترن از کارشناسان برجسته جهان در زمینه تورم، بیکاری، (بهرهوری) و رشد اقتصادی بلندمدت است. کارهای اخیر او در مورد افزایش و سقوط رشد اقتصاد آمریکا و گسترش توزیع درآمد ایالاتمتحده به طور گسترده مورد استناد قرار گرفته است و در سال 2016 از او به عنوان یکی از 50 شخصیت برتر بلومبرگ در جهان نام برده شد. گوردون نویسنده کتاب «ظهور و سقوط رشد آمریکایی: استاندارد زندگی ایالات متحده از زمان جنگ داخلی» (منتشرشده در ژانویه 2016 از سوی انتشارات دانشگاه پرینستون) است. همچنین کتابهای «اقتصاد کلان» ویرایش دوازدهم، «اندازهگیری قیمت کالاهای بادوام»، «چرخه تجاری آمریکا»، و «اقتصاد کالاهای جدید» نوشته رابرت گوردون است. او عضو برجسته انجمن اقتصادی آمریکا و عضو انجمن اقتصادسنجی و آکادمی علوم و هنر آمریکاست.
- 1) نگاه محوری کتاب افول و رشد آمریکا (The Rise and Fall of American Growth): دوره طلایی رشد اقتصادی و بهرهوری (حدود ۱۸۷۰-۱۹۷۰) یک رویداد منحصربهفرد تاریخی بوده و احتمالاً تکرار نخواهد شد. رشد سریع استاندارد زندگی که در قرن بیستم تجربه شد، حاصل "انقلاب صنعتی دوم" بود و از دهه ۱۹۷۰ به بعد، اقتصاد آمریکا با کاهش ساختاری رشد و موانع جدی مواجه شد.
- 2) نظریه محوری درباره بهرهوری: گوردون دوره (۱۹۲۰-۱۹۷۰) را «اوج بزرگ» رشد بهرهوری مینامد. نرخ رشد بهرهوری در این دوره به طور بیسابقهای بالا بود (حدود 2.5 تا 3% در سال). این رشد حاصل گسترش اختراعات بنیادین انقلاب صنعتی دوم مانند برق، موتور درونسوز، تحولات شهری و شبکههای بهداشتی بود که عمیقاً همه بخشهای اقتصاد و کیفیت زندگی را متحول کردند. دوره افول (پس از ۱۹۷۰): رشد بهرهوری به طور پایدار کاهش و به حدود 1% سالانه رسیده است. گوردون استدلالمیکند که انقلاب دیجیتال (انقلاب صنعتی سوم) نتوانسته است محرک رشد مشابهی باشد. تأثیر آن بر بهرهوری کوتاهمدت (متمرکز در جهش ۱۹۹۶-۲۰۰۴) و محدود به بخشهای خاصی مانند فناوری و خردهفروشی بوده و بر بخشهای عمده اقتصاد (مانند ساختوساز، بهداشت و آموزش) تأثیر کمی گذاشته است. بسیاری از نوآوریهای جدید بیشتر متوجه مصرف و سرگرمی هستند.
- 3) چهار "باد مخالف" اصلی که رشد آینده را تهدید میکنند: گوردون چهار مانع ساختاری را برمیشمارد که حتی در صورت وجود نوآوری، رشد بهرهوری و اقتصادی آینده را خنثی خواهند کرد: الف) عوامل جمعیتی: پیر شدن جمعیت و کاهش نیروی کار. ب) رکود آموزشی: توقف پیشرفت در سطح و کیفیت تحصیلات. ج) نابرابری فزاینده: تمرکز شدید درآمد و ثروت که تقاضا و انگیزه سرمایهگذاری گسترده را تضعیف میکند. د) بار بدهیها و چالشهای زیستمحیطی: بدهی سنگین دولت ... و خانوادهها.
- 4) دیدگاه در مورد اندازهگیری رشد: گوردون انتقاداتی به اندازهگیری متعارف رشد دارد: تأکید بر شاخصهای کیفی: او رشد واقعی را فراتر از آمار GDP میداند و بر بهبودهای کیفی مثل افزایش امید بهزندگی، کاهش مرگومیر کودکان، ساعات کارهفتگی و دسترسی به آموزش و بهداشت تأکید میکند که بسیاری از آنها پس از ۱۹۷۰ کُند شدهاند. لزوم توجه به توزیع درآمد: او هشدار میدهد که آمارهای متوسط رشد، نابرابری شدید را پنهان میکنند و رشد واقعی برای طبقه متوسط ناچیز بوده است.
- 5) نقد خوشبینی فناورانه: به اعتقاد او تأثیر انقلاب دیجیتال بر بهرهوری اغلب اغراقشده و با معیارهای تاریخی سنجیدهنمیشود.
- 5) نتیجهگیری بدبینانه و هشدار: پیشبینی گوردون برای آینده اقتصادی آمریکا، ادامه روند رشد کُند بهرهوری (نزدیک به 1%)، تشدید نابرابری و سختی غلبه بر موانع ساختاری است. او هشدار میدهد که سیاستگذاران باید به جای انتظار برای بازگشت معجزهآسای رشد گذشته، واقعیت این افول سکولار رشد» را بپذیرند و بر توزیع عادلانهتر ثروت، بهبود آموزش و حل چالشهای اجتماعی متمرکز شوند. در یک نگاه: کتاب گوردون روایتی تاریخی-اقتصادی است که خوشبینی رایج درباره پیشرفت نامحدود فناوری و رشد را به چالش میکشد و استدلال میکند که عصر طلایی رشد به پایان رسیده است.