- رئیس جمهور در نشست 12 آذر ۱۴۰۴ برای بررسی آخرین اقدامات و موانع توسعه حملونقل ریلی حومهای تهران با تأکید بر ضرورت توسعه زیرساختهای ریلی حومهای تهران گفت: اجرای موفق این طرح می تواند الگویی برای کلان شهرها و استانهای دیگر باشد و علاوه بر کاهش ترافیک و آلودگی، زمینهساز توسعه پایدار حمل ونقل عمومی در کشور شود (تین 310469).
- رویکرد دولت برای توسعه قطارهای حومه برای کاهش تردد خودروهای شخصی بویژه از شهرهای اطراف بعنوان یکی از مهمترین عوامل آلودگی هوا در تهران، کاهش مصرف سوخت، ترافیک و ...، تحولی بنیادین در نگاه و برنامههای دولت برای تحقق اهداف است ولی همزمان با آن باید سطح دسترسی شهروندان به شبکه مترو هم بهبود یافته تا مطلوبیت حملونقل ریلی افزایش یابد.
- شاخص سطح دسترسی به شبکه مترو (Metro Network Accessibility Index)، معیاری برای سنجش میزان سهولت استفاده از سیستم مترو است. این شاخص فراتر از طول خطوط، به «کارایی»، «پوشش جمعیتی» و «یکپارچگی» شبکه میپردازد.
- مؤلفههای اصلی این شاخص عبارتند از: ۱) پوشش جمعیتی: درصد ساکنانی که در فاصله پیاده قابل قبول (معمولاً ۵۰۰ تا ۱۰۰۰ متر) از یک ایستگاه زندگی میکنند؛ ۲) کارایی شبکه: توانایی اتصال سریع و با حداقل تعویض خط به مقاصد اصلی شهری؛ ۳) فراوانی و قابلیت اطمینان سرویس؛ ۴) یکپارچگی با سایر سیستمهای حملونقل؛ ترکیب این عوامل، مبین سطح دسترسی است.
مقایسه کمی تهران با برترین شهرهای جهان: برای درک جایگاه تهران، مقایسه آن با شهرهای پیشرو بر اساس دو شاخص کمّی ساده و گویا مفید است: «درصد جمعیت در محدوده ۱ کیلومتری ایستگاهها» و «طول خط به ازای هر میلیون نفر جمعیت».
سنگاپور با شبکهای متراکم و جمعیتی متمرکز، حدود 80% از جمعیت خود را در این محدوده پوشش میدهد و با حدود ۴۰ کیلومتر خط به ازای هر میلیون نفر، الگویی جهانی است. پاریس و شانگهای نیز با پوشش جمعیتی حدود 70% و تراکم شبکه بالا، در رده «خیلی خوب» قرار دارند. تهران با وجود شبکهای به طول حدود ۲۵۰ کیلومتر (رقمی قابل توجه)، به دلیل گستردگی جغرافیایی کلانشهر (۱۳.۵ میلیون نفر) و توزیع نامتوازن خطوط، تنها حدود ۳۵ تا ۴۵ درصد از جمعیت را در محدوده پیادهروی آسان قرار میدهد. نسبت طول خط به جمعیت آن نیز حدود ۱۸.۵ کیلومتر به ازای هر میلیون نفر است که فاصلهای معنادار با شهرهای پیشرو (۳۰-۴۰ کیلومتر) نشان میدهد. این ارقام، تهران را در رده «متوسط رو به خوب» قرار میدهد و شکاف دسترسی، به ویژه در حاشیههای جنوبی و جنوب غربی را آشکار میسازد. راهبرد کلان: تمرکز بر «آخرین مایل» (Last Mile) با راهکارهای کوتاهمدت و کمهزینه: از آنجایی که توسعه خطوط جدید مترو پروژهای بلندمدت و پرهزینه است، راهبرد کارآمد برای بهبود سریع شاخص دسترسی، تمرکز بر بهینهسازی «آخرین مایل» سفر، یعنی فاصله بین مبدأ/مقصد نهایی و ایستگاه مترو است. راهکارها را میتوان در سه دسته قرار داد:1) بهینهسازی سیستم موجود (کمترین هزینه): شامل ایجاد خطوط اتوبوس تغذیهکننده (Feeder Buses) با مسیرهای کوتاه از محلات اطراف به ایستگاهها، و ارتقای کیفی مسیرهای پیاده (نورپردازی، سایهبان، ایمنی) برای تشویق پیادهروی. 2) راهکارهای مبتنی بر اشتراکگذاری و فناوری (هزینه کم): مانند استقرار سیستم دوچرخهاشتراکی ... در اطراف ایستگاهها. 3) زیرساختهای سبک مانند تونل با پیادهراه برقی (Moving Walkway) به عنوان یک راهحل استراتژیک.
- سیستم پیادهراه برقی، که در فروگاهها برای اتصال ترمینالها سابقه طولانی دارد با کاهش زمان و خستگی پیادهروی، به طور مؤثر شعاع دسترسی پیاده به ایستگاهها را افزایش میدهد. نمونه کاربردهای آن در تهران: اتصال ایستگاههای مترو به قطبهای بزرگ تجاری، دانشگاهی، بازار، مراکز اداری، ایستگاه راهآهن. مزایای کلیدی پیادهراه برقی، زمان ساخت بسیار کوتاهتر از احداث مترو، هزینه به مراتب کمتر، مصرف انرژی بسیار پایین و افزایش کیفیت و ایمنی سفر و بویژه امکان مشارکت سرمایهگذاران متوسط.
- در آغاز این حرکت میتوان خطوط 2 و 3 را با تونل کم هزینه پیادهراه برقی بین ایستگاه منیریه با دانشگاه امام علی متصل نمود، (با طول حدود 800 متر با ساخت واحدهای تجاری که اجرای مشارکتی بصورت BOT، 980304، را ممکن مینماید، تین 289205) و پس از آن برای افزایش اثربخشی توسعه خطوط حومه، میتوان اتصال مترو راهآهن به ایستگاههای شوش و مهدیه را آغاز نمود.